یادش بخیر که با چشات چه آتیشی به پا شد
طفلی دلم یه هو شکست نیمه اون پیدا شد
یادش بخیر که تا سحر از اون چشات میگفتم
حالا تو نیستی و من لباس غم میپوشم
یادش بخیر نوشتی برمیگردی به زودی
اما دلم نفهمید میری چه جای دوری
یادش بخیر میگفتی دنیای ما شادی هست
بهت گفتم عزیزم یه دلِ شکسته ای هست
یادش بخیر نشستم به یاد تو ، تو مهتاب
نوشتم رو ستاره کاش که بیاد اون بی تاب
یادش بخیر که هر شب شعری واست میگفتم
میگفتم یه ترانه ، غم ها تو من می شستم
یادش بخیر که با تو میگفتم از تنهایی
یا از سر دلتنگی میگفتم از بی وفایی
یادش بخیر که با عشق دلم رو زنده کردی
رفتی دل رو شکستی ، خداییش خیلی مردی
یادش بخیر وقت غم می نشستم به یادت
میگفتم که تنهام ، فدای روی ماهت
یادش بخیر رفتی که بشی برام یه عاشق
الان همش میشکنم تو زجر این دقایق
یادش بخیر که گفتی میام ، تو نیستی تنها
رفتنت تو از من ساخت یه تنهای با وفا
یادش بخیر که گفتم برو ولی زود بیا
گفتی باشه زود میام یه روزی از این روزا
یادش بخیر که گفتم برو خدا به همرات
با رفتنت زندگیم یه هو شده کیش و مات
یادی دیگه ندارم جز این که دوستت دارم
از رفتن تو میگم تا که تنهات نگذارم
یادی دیگه نمونده جز این که با تو هستم
مگه نخوای بمونم ، که با رویاهات مستم
یادت رو مینویسم رو یه سنگِ سخت و تنها
شاید یه روز بفهمی چی بود اون روز درد ما
یادت رو دارم با دل که مبادا تنها شه
زیر سکوت شبنم ،یک دفعه بی صدا شه
یاد تو عزیزه ، واسه من شکسته
شاید یه روز بیای، بخونی این نوشته
یاد تو رو نوشتم همینجا به یادگار
شکستم و تو نیستی ببینی این روزگار
یاد تو رو میدم من به دست یه قاصدک
یه روز میاد پیش تو میگه که مُرد پسرک
یاد تو ، تو دلم هست خیلی زیاد و سرکش
اما دیگه نمیگم غم این تنها و دلش
خدانگهدار، بدون تنها نوشت از عشقت
اسمشو من میذارم یه عشق و یه غم نوشت!
طفلی دلم یه هو شکست نیمه اون پیدا شد
یادش بخیر که تا سحر از اون چشات میگفتم
حالا تو نیستی و من لباس غم میپوشم
یادش بخیر نوشتی برمیگردی به زودی
اما دلم نفهمید میری چه جای دوری
یادش بخیر میگفتی دنیای ما شادی هست
بهت گفتم عزیزم یه دلِ شکسته ای هست
یادش بخیر نشستم به یاد تو ، تو مهتاب
نوشتم رو ستاره کاش که بیاد اون بی تاب
یادش بخیر که هر شب شعری واست میگفتم
میگفتم یه ترانه ، غم ها تو من می شستم
یادش بخیر که با تو میگفتم از تنهایی
یا از سر دلتنگی میگفتم از بی وفایی
یادش بخیر که با عشق دلم رو زنده کردی
رفتی دل رو شکستی ، خداییش خیلی مردی
یادش بخیر وقت غم می نشستم به یادت
میگفتم که تنهام ، فدای روی ماهت
یادش بخیر رفتی که بشی برام یه عاشق
الان همش میشکنم تو زجر این دقایق
یادش بخیر که گفتی میام ، تو نیستی تنها
رفتنت تو از من ساخت یه تنهای با وفا
یادش بخیر که گفتم برو ولی زود بیا
گفتی باشه زود میام یه روزی از این روزا
یادش بخیر که گفتم برو خدا به همرات
با رفتنت زندگیم یه هو شده کیش و مات
یادی دیگه ندارم جز این که دوستت دارم
از رفتن تو میگم تا که تنهات نگذارم
یادی دیگه نمونده جز این که با تو هستم
مگه نخوای بمونم ، که با رویاهات مستم
یادت رو مینویسم رو یه سنگِ سخت و تنها
شاید یه روز بفهمی چی بود اون روز درد ما
یادت رو دارم با دل که مبادا تنها شه
زیر سکوت شبنم ،یک دفعه بی صدا شه
یاد تو عزیزه ، واسه من شکسته
شاید یه روز بیای، بخونی این نوشته
یاد تو رو نوشتم همینجا به یادگار
شکستم و تو نیستی ببینی این روزگار
یاد تو رو میدم من به دست یه قاصدک
یه روز میاد پیش تو میگه که مُرد پسرک
یاد تو ، تو دلم هست خیلی زیاد و سرکش
اما دیگه نمیگم غم این تنها و دلش
خدانگهدار، بدون تنها نوشت از عشقت
اسمشو من میذارم یه عشق و یه غم نوشت!
